X
تبلیغات
رایتل
جمعه 20 اسفند‌ماه سال 1389

بالاترین لذت کوهنوردی ( داستان فلسفی )

 

 

مردی از دوستش می پرسه بالاترین لذت در چی می بینی؟ 

- بالاترین لذت از دید من کوهنوردی هست. 

- چرا کوه نوردی؟ 

- اگه می خوای این جمعه من می خوام برم با هم بریم.

مرد پیشنهاد دوستش قبول میکنه، هم فال هم تماشا. 

صبح روز جمعه مرد با عجله وسایلش بر میداره و سوار ماشین شده با شتاب دنبال دوستش میره تا زود به قله کوه برسه و لذت کوهنوردی رو بچشه. بوق پشت بوق 

- مردیکه عوضی بکش کنار 

اره به کوه میرسن با دقت یه نگاه به کوه می کنه و یه نگاه به ساعت با خودش میگه باید زود به قله برسم. تو وسط های را با خود میگه کی به قله میرسم. 

وقتی قدم به روی قله کوه میزاره انگاری همه سختی هایی که از صبح کشیده روی سرش خراب میشه بعد چند دقیقه که به خودش میاد با عصبانیت رو به دوستش میکنه و میگه کجای این کوهنوردی لذت بخش بود؟؟!!! 

دوستش میگه: " تو باید از طراوت صبح لذت می بردی، از لحظه های همراهیمون لذت می بردی، از سرسبزی و گلهای سرخ پای کوه، از چشم انداز مسیر کوه نه قله کوه. تو از صبح با عجله آماده شدی، توی رانندگی عصابت خورد کردی و تو مسیر هم فقط قله رو نگاه کردی و حسرت زود رسیدن به اون خوردی " 

 

زندگی هم مثل کوهنوردی می مونه. باید قبل از این که به قله مرگ برسیم و به جای این که به مرگ فکر کنی و از زندگی ناامید بشیم باید همت کنیم و به زیبایی هاش دقت کنیم، زیبایی سلامتیمون، زیبایی یک یار و همراه زندگیمون. به جای این که نفرت و غم داشته باشیم، محبت کنیم و عشق بورزیم. به جای این که همراهان خودمون رقیب بدونیم دستشون بگیریم نزاریم بیفتن.  

 

منبع : WwW.NICE-SMS.IR  

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
 X 
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد